|
سلام سال نو مبارک با یک غزل "ناتمام" در خدمتتونم
در روز ور
شکستن سرمایه دارها
قد می
کشند روی زمین چوب دارها
روزی که
گرگ ها همگی بره می شوند
صیاد می
شوند تمام شکارها
این بار
که مسایقه آغاز می شود
با اسب ها
عوض شده جای سوارها
وقتی ورق
بگردد و بی آبرو شود
چیزی بغیر
باخت ندارد قمارها
با سکه ها
به گرده یشان داغ می زنند
آری خوش
است عاقبت زرمدارها
تا کی به
پای شاپرکان بند می زنی
ای عنکبوت
خانه سستی ست تارها
از سوز
رود، رود لب و چشم مادران
سر را به
سنگ می شکنند آبشارها
گویا خبر
رسیده که اینگونه بی قرار
در جست
وجوی یکدگرند هم قطارها
ای باغبان
ثمر دهی باغتان خوش است
این روزها
شکسته دل نوانارها
دنیا شدست
چون غزل نا تمام من
در انتظار
قافیه ماندست کارها
حسن ختام
باش بر این شعر ناتمام
ای شاه
بیت مرد غزل روزگارها
و بیت
دوازدهم را انتظار می کشیم... یا حق |